مؤلف مجهول

110

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

نماز بود جواب مر ايمان را آمد دليل خواست كه نماز از ايمانست اما انفصال آنست كه گويند ايشان را اندر طريق عرب معروف است كه چيزى به چيزى نزديكى دارد يا از وى سببى دارد آن را بدان نام خوانند و اين را بدان نام خوانند چنان كه ابر را سما خواند ايزد تعالى گفت وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً * . مفسران اين سما را به سحاب تفسير كرده‌اند ازان چه سحاب سوى سماست روا بود كه سحاب را سما گويند تا بدانجاى كه عرب مر باران را هم سما خواند ازان جهت كه از سوى سما آيد چنان كه شاعر گفت : اذا سقط السّماء بارض قوم * رعيناه و ان كانوا غضابا « 1 » چون نماز سبب ايمانست و اين از شريعت آنست روا باشد كه اين را به نام آن خواند . و جوابى ديگر على حال چون به قبله‌يى نماز كنند بدان قبله ايمان آورد بايد . هم چنان‌كه به نماز ايمان آوردى معنى و تاويل اين و ما كان اللّه ليضيع إيمانكم يعنى بتلك القبلة گفت آن گرويدن شما كه بدان قبله گرويده بوديد باطل نكرد إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ( 138 ) اى باهل تلك الصّلوات الّتى ماتوا على قبلة الاولى رؤف رحيم ، رحيم رؤف . گفت ايزد تعالى بران مؤمنان كه بر قبله‌ى اول مرده‌اند مهربانست و نيك مهربانست ازيرا چه رافت « 2 » اندر صفت رحمت بليغ‌تر بود از رحمت ، اما در آية تقديم و تاخيرست قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ قد راينا و نرى تقلّب وجهك تصرّف وجهك نحو السّما لنزول جبريل عليه السّلام فَلَنُوَلِّيَنَّكَ فلنحوّلنّك [ 85 ] قِبْلَةً الى قبلة تَرْضاها تهويها و هى قبلة بيت الحرام گفت

--> ( 1 ) . در مطول بحث استخدام و جامع الشواهد اين بيت چنين آمده است : اذا نزل السماء . . . . ( 2 ) . اصل : رافة .